هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
167
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
در ستايش اين مرد زيادهروى مىكنيد ، آيا تو حديثى براى من حكايت مىكنى كه براى مردم بازگو كنم ؟ حذيفه گفت اى ربيعه تو دربارهء على از من چه مىپرسى و من دربارهء او به تو چه بگويم . سوگند به آنكه جان حذيفه به دست اوست اگر تمام اعمال امت محمد را از زمانى كه خداوند او را به پيامبرى برانگيخت تا امروز در يك كفهء ترازو بگذارند و يكى از كارهاى على را در كفهء ديگر ، آن كار از همهء اعمال آنها سنگينتر خواهد بود . ( 1 ) ربيعه گفت اى ابو عبد الله ، اين ستايشى است كه نه كسى براى آن بر مىخيزد ، نه مىنشيند و نه مىپذيرد ، و من گمان مىكنم كه زيادهروى است . حذيفه گفت : اى نادان ، چگونه كسى آن را نمىپذيرد ؟ مسلمانان روز خندق كجا بودند هنگامى كه عمرو و همراهانش از خندق گذشتند و بىتابى و ترس آنان را فرا گرفته بود ؟ عمرو آنان را به مبارزه مىطلبيد و از پاسخ وى بازايستاده بودند تا آنكه على به مقابلهء با وى رفت و او را كشت . سوگند به آنكه جان حذيفه به دست اوست كار آن روز على پاداشش از همهء كارهاى امت محمد تا امروز و تا روز رستاخيز بزرگتر است . در روايت ديگرى آمده كه حذيفه گفت : « اى نادان ، چگونه اين ستايش پذيرفتنى نيست ، فلان و فلان و حذيفه و همهء اصحاب محمد ( ص ) آن روز كجا بودند . . . » « 1 » ( 2 ) چون خبر كشته شدن عمرو به خواهرش عمره رسيد پرسيد چه كسى او را كشت ؟ چه كسى جسارت ستيز با او را يافت ؟ گفتند : على بن ابى طالب . گفت : عمرو قهرمانان را كشت و با همگنان خود مبارزه كرد و كشته شدنش بدست همتاى بزرگوارى از قوم خودش بود ، سپس ابيات زير را سرود :
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ج 4 ، ص 344 و 345 . هر پژوهشگر بىنظرى كه موضع مشركان خودپسند و پريشانى و اضطراب مسلمانان را در آن روز بنگرد ناچار به همين نتيجه مىرسد ، زيرا كشتن عمرو و اصحاب وى توسط على موقعيت دو طرف را دگرگون كرد و ترس و نااميدى را در دلهاى مشركان وارد ساخت .